تبليغاتX
رویای خیس یک مرد بارونی - زنجیری ست به پایم به نام غم


رویای خیس یک مرد بارونی

the wet dream of rainy man

دلم هواتو كرده .....

نگا كن تو چشام توی عمق نگام
توی تك تك قدمای بی ريام

از تو می خونم

با خيال نگاهت صورت ماهت
صدای آهت فكر گناهت

من می مونم

تو كه نيستی كنارم آروم ندارم
در انتظارم و لحظه شمارم

باز بی تو

بی تو تنها تو خونم و از تو می خونم و
يادت می مونم و تويی تو  بهونم و

باز بی تو

دلم هواتو كرده تو اين شبای سياه
دوباره فرياد می زنم از ته قصه ها بيا

 

 

 

سنگ قبر .....

 

اين آخرين باريه كه تورو می بينم نازنين

براي آخرين دفعه می بوسمت فقط همين

حس عجيبی باتوهه از گفتنش كه عاجزی

حس غريبی با منه مثل يه جور خدافظی

وقته به خاك سپردنت گريه امونمو بريد

داد ميزدم وجودمه اين عشقمه كه می بريد

خاك نريزيد رو كفنش يواش سرش رو می شكنيد

كاش می دونستيد كه دارين آتيش به جونم ميزنيد

وقتی بيدارشه ببينه تنهاست می ترسه ميدونم

شما بريد من نميام همين جا پيشش مي مونم

وقتی رو خاكت می خوابم حس ميكنم تو با منی

انگار بازم يكی ميشيم من توام ، تو هم منی

 

پیوست ۱ :

عید بزرگ و سعید فطر بر همگان مبارک

پیوست ۲ :

طاعات همه مورد قبول در گاه حق انشاالله

نوشته شده در 87/07/12ساعت 0:25 توسط مهدی(آشناترین غریبه)| |


Design By : Night Skin

_______________________ ___________________________ _________________________________