رویای خیس یک مرد بارونی
the wet dream of rainy man
توبه ..... یه روز از همون روزایی که آدم دلش می گیره از بخت بدم غروب شد دیدم دل داره می میره غم زرد اون غروبی که سنگ رو هم آزرده می کرد دل نشکفته من رو مثل گل پژمره می کرد نشستم به پای حرفاش هنوز عشق بود توی چشماش دوباره دلتنگ اون بود اونیکه دروغ بود حرفاش بغض سردی تو صداش بود نفسش در نمیومد قصه تلخ خیانت توی قلبش دشنه می کرد می دونم ای دل زخمی داری جون میدی به سختی بسه گریه بسه بهونه ، تو هنوز دلت جوونه برو عاشقی رو ترک کن توبه کن روزی هزار بار خودتو نده به دست هرکی اسمشو گذاشت یار فکر نکن من نمیدونم آخه هیچکی پشت تو نیست داد بزن که قلبت یه اسیر تو مشت اون نیست پیوست ۱ : میگن امروز تولدمه ......
| Design By : Night Skin |


