رویای خیس یک مرد بارونی
the wet dream of rainy man
پر درد تو نگاهم پر بغض عاشقونه یه جوری دلم گرفته که فقط خدا می دونه من همونم که یه روزی پای عشق تو نشستم واسه احساس دروغت بی خودی دلو شکستم همیشه صدا می کردم تورو با صدای عشقم اما انگار تو خیالم تورو اشتباه نوشتم همه دارو ندارم همه روزامو گرفتی جونمو به لب رسوندی چه چیزایی که نگفتی یکی دوتا نیست غم غربت من بیشتر از این دل منو آتیش نزن دیگه تمومه هر چی بوده بین ما خسته شدم از اینهمه خسته شدن می سوزونه قلب منو حرفای تو حرفای تو می سوزونه قلب منو دیگه محاله تورو باورت کنم دیگه نمی خوام در بیاری اشکمو حرومت باشه ..... حرومت باشه این دنیا تو که از درد من شادی تو که روز جداییمون تموم شهر رو گل دادی تو که از شوق مرگ من لباس سرخ پوشیدی کنارم سالها بودی منو هرگز نفهمیدی حرومت باشه این دنیا تو که خون منو خوردی تو که اشک منو هدیه واسه یار خودت بردی تو که هر روز می گفتی کنارم تا ابد هستی خودت رو قاب عکس من یه روبان سیاه بستی یکی با گریه و هق هق چشاشو خیس و تر میکرد یکی شبهاشو با یاد تو و عشق تو سر میکرد یکی بی همدمو تنها شبا تا صبح می بارید یکی هم مثل تو هر شب بدون غصه می خوابید حرومت باشه اون شبها که پای تو سحر می شد تو غرق خنده اما من وجودم در به در می شد بسوزه دفتر شعری که صفحه صفحه می دیدیت حرومت باشه اون شعرا که خط به خط پرستیدت می خوام فقط یادت بیاد ..... می خوام فقط یادت بیاد حرفایی که به من زدی می خوام فقط بفهمی تو بد کردنو خوب بلدی گفتی نگاه پنجره پر میشه از ترانه مون گفتی قناری می خونه از وصل عاشقانمون گفتی تموم لحظه هات به یاد من تموم میشه گفتی چشای خوشکلت مال منه تا همیشه چه ساده بودی دل من که باور کردی حرفاشو حتی تو خواب نمیدیدی پس بگیره اون عکساشو حتی نزاشتی واسه من یه عکس یادگاری آخ که چه ساده اون گذشت از عشق و بی قراری آره تقصیر خودمه زیادی با تو خوب بودم هر چی بدی کردی به من باز باتو مهربون بودم هر کاری کردم واسه تو اما نخواستی تو منو ولی درستش این نبود امانت مردم برو دلواپسم دیگه نباش با غریبه آسوده باش کاری به کارت ندارم اصلا برو بیفت به پاش لیاقت تو همونه من از سرت زیادی ام تورو به عاشقی چکار من از نبودت راضیم پیوست ۱ : دیرگاهی ست که هوای حوصله ابری ست پیوست ۲ : و به مانند همیشه در برابر سختیها ، غمها ، تنهایی ها ،نا ملایمات زندگی و برداشت بد و اشتباه دیگران از حرفهایم سکوت میکنم ..... و چه سخت آزرده خاطر میشوم که گمان می کنند سکوت من علامت رضاست ..... چرا فکر نمی کنند که این سکوتها نشانه هزاران فریاد اعتراض و دردست ؟؟؟ پیوست ۳ : ۱۱ ام این ماه هم به مانند ۱۱ ام همه ماه های گذشته گذشت .......... پیوست ۴ : کم کمک دارد از راه میرسد آغاز فصل لحظه های پیری که احساسشان میکنم پیوست ۵ : تنها میرمو تنها میام چون سزای من تنهاییه تنها بودیم و هستیم منو دلم چون عاقبتمان تنهاییه دعا کنون گریه کنون مثل همیشه سرمو بالا میگیرم همش به این فکر و امیدم که یه روز از قید غمها رها میشم پیوست ۶ : ۲۸ ام آبانماه تولد یک سالگی وبم بود
| Design By : Night Skin |


