تبليغاتX
رویای خیس یک مرد بارونی


رویای خیس یک مرد بارونی

the wet dream of rainy man

پر دردم .....

 

پر درد تو نگاهم پر بغض عاشقونه

یه جوری دلم گرفته که فقط خدا می دونه

من همونم که یه روزی پای عشق تو نشستم

واسه احساس دروغت بی خودی دلو شکستم

همیشه صدا می کردم تورو با صدای عشقم

اما انگار تو خیالم تورو اشتباه نوشتم

همه دارو ندارم همه روزامو گرفتی

جونمو به لب رسوندی چه چیزایی که نگفتی

یکی دوتا نیست غم غربت من

بیشتر از این دل منو آتیش نزن

دیگه تمومه هر چی بوده بین ما

خسته شدم از اینهمه خسته شدن

می سوزونه قلب منو حرفای تو

حرفای تو می سوزونه قلب منو

دیگه محاله تورو باورت کنم

 دیگه نمی خوام در بیاری اشکمو

 

 

 

حرومت باشه .....

 

حرومت باشه این دنیا تو که از درد من شادی

تو که روز جداییمون تموم شهر رو گل دادی

تو که از شوق مرگ من لباس سرخ پوشیدی

کنارم سالها بودی منو هرگز نفهمیدی

حرومت باشه این دنیا تو که خون منو خوردی

تو که اشک منو هدیه واسه یار خودت بردی

تو که هر روز می گفتی کنارم تا ابد هستی

خودت رو قاب عکس من یه روبان سیاه بستی

یکی با گریه و هق هق چشاشو خیس و تر میکرد

یکی شبهاشو با یاد تو و عشق تو سر میکرد

یکی بی همدمو تنها شبا تا صبح می بارید

یکی هم مثل تو هر شب بدون غصه می خوابید

حرومت باشه اون شبها که پای تو سحر می شد

تو غرق خنده اما من وجودم در به در می شد

بسوزه دفتر شعری که صفحه صفحه می دیدیت

حرومت باشه اون شعرا که خط به خط پرستیدت

 

 

 

می خوام فقط یادت بیاد .....

 

می خوام فقط یادت بیاد حرفایی که به من زدی

می خوام فقط بفهمی تو بد کردنو خوب بلدی

گفتی نگاه پنجره پر میشه از ترانه مون

گفتی قناری می خونه از وصل عاشقانمون

گفتی تموم لحظه هات به یاد من تموم میشه

گفتی چشای خوشکلت مال منه تا همیشه

چه ساده بودی دل من که باور کردی حرفاشو

حتی تو خواب نمیدیدی پس بگیره اون عکساشو

حتی نزاشتی واسه من یه عکس یادگاری

آخ که چه ساده اون گذشت از عشق و بی قراری

آره تقصیر خودمه زیادی با تو خوب بودم

هر چی بدی کردی به من باز باتو مهربون بودم

هر کاری کردم واسه تو اما نخواستی تو منو

ولی درستش این نبود امانت مردم برو

دلواپسم دیگه نباش با غریبه آسوده باش

کاری به کارت ندارم اصلا برو بیفت به پاش

لیاقت تو همونه من از سرت زیادی ام

تورو به عاشقی چکار من از نبودت راضیم

 

 خسته و بی رمق

 

پیوست ۱ :

دیرگاهی ست که هوای حوصله ابری ست

پیوست ۲ :

و به مانند همیشه در برابر سختیها ، غمها ، تنهایی ها ،نا ملایمات زندگی

و برداشت بد و اشتباه دیگران از حرفهایم سکوت میکنم .....

و چه سخت آزرده خاطر میشوم که گمان می کنند سکوت من علامت رضاست .....

چرا فکر نمی کنند که این سکوتها نشانه هزاران فریاد اعتراض و دردست ؟؟؟

پیوست ۳ :

۱۱ ام این ماه هم به مانند ۱۱ ام همه ماه های گذشته گذشت ..........

پیوست ۴ :

کم کمک دارد از راه میرسد آغاز فصل لحظه های پیری که احساسشان میکنم

پیوست ۵ :

تنها میرمو  تنها میام چون سزای من تنهاییه

تنها بودیم و هستیم منو دلم چون عاقبتمان تنهاییه

دعا کنون گریه کنون مثل همیشه سرمو بالا میگیرم

همش به این فکر و امیدم که یه روز از قید غمها  رها میشم

پیوست ۶ :

۲۸ ام  آبانماه تولد یک سالگی وبم بود

نوشته شده در 87/09/17ساعت 12:18 توسط مهدی(آشناترین غریبه)| |


Design By : Night Skin

_______________________ ___________________________ _________________________________