رویای خیس یک مرد بارونی
the wet dream of rainy man
اشکهای بی طاقت ..... بمون هنوز چشمای من درد دلا داره برات اشکای بی طاقت من می خواد بریزه زیر پات بمون هنوز فرصت عشق نرفته از دست دلم اگه تو باورم کنی قبوله نذر آخرم بمون بزار نبض تورو تو دستام احساس کنم بیای پرامو وا کنی از اینجا پرواز کنم بمون نزار زندگیمون رنگ جدایی بگیره آخه مگه دلت میاد بریو چشمام بمیره ؟ بمون هنوز صدای تو ترانه ساز دلمه تو این سکوت بی کسی امید زنده بودنه بمون نرو با یه فال بزار که آرزوت کنم تو رو با این چشمای خیس دوباره رو به روت کنم بمون که از باور تو زنده میشه خاطره هام می ترسم از نبودنت بشکنه بغض غصه هام سراب ..... سرابه با تو بودن دیگه روم شد که دریا نیست دیگه دل کندن از تو برام آخر دنیا نیست چه معصوم باورت کردم منه دیوونه ساده بیا از پشت ابر بیرون که نقابت دیگه افتاده واسه برگشتن دیره که دستات پر زه تقصیره واسه دل کندن از تو دیگه گریم نمی گیره ته هر جمله از حرفات یه بمبست و یه شاید بود سر هر خواهشت حتی یه اجبارهای باید بود خیال کردم رفیقی تو خیال کردم وفاداری می خواستم سقف من باشی ولی افسوس خراب کاری نت به نت غرور من به پای تو ترانه شد کسی تورو نخونده بود شعرای من بهانه شد نگو که قول میدی بهم نگو قسم خوردی دیگه یه خورده دیره آخه تو برای من مردی دیگه همونی که حاضره پات بمونه و پات بمیره عشق تو از یادش میره جاشو تنفر می گیره عشق آدما به هم قصه خنده داریه اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه وقتی عشقا همه ازدم مثل هم تموم میشن پس چرا باید شروع کرد پس چرا باید شروع کرد ؟ پیوست ۱ : تنهایی ، دگر واژه ای ست که سالهاست به آن عادت کرده ام پیوست ۲ : پیشاپیش فرا رسیدن نیمه شعبان رو به همه تبریک میگم
| Design By : Night Skin |


