رویای خیس یک مرد بارونی
the wet dream of rainy man
كجایی عزيزم ببینی كه تنهام غم و غصه می باره از تو چشمام وقتی میری چرا رفتی ؟ چرا رفتی؟ نه نمی خوام از تو و قصه نگات بگم دلخوش كدوم شب شهريوری پیوست ۱: یلدای همتون مبارک.امیدوارم شب خوبی در کنار خانواده داشته باشین پیوست ۲ : عید بزرگ و سعید قربان بر همه مبارک
كجایی ببینی كه تاریكه شبهام
چی شد تو نگاهت كس ديگه ای بود
كجایی كه بعد تو غم همدمم بود
نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت
بيا تا بريزم اشكامو به راهت
كجایی گل من تو رفتی می دونم
دلم تنگه واسه تو نامهربونم
نبودی ببینی چی اومد سر من
كجایی ببینی شكسته پر من
پريدی چه ساده تو تنها نزارم
می دونی كه نای پريدن ندارم
پرمن شكسته نكن ناامیدم
بدون بعد چشمات خوشی رو نديدم
چه شبها به یادت نشستم می دونی
بسه گریه زاری تو نامهربونی
بدون تا ابد تو قلب منی
ولی باز چه ساده دلو می شكنی
اونیكه پرها شو بست و نشست
چه ساده پریدو دلم رو شكست
بمون .....
می دونی برات می میرم هی بهونه می گیری
می دونی یه تار موتو من به صد تا دنیا نمی دم
هرچی غمه تو نگام نه به هیچ كس نمی گم
هنوزم صدای تو بهونه بودنمه
با تمام خستگی این دل من عاشقته
هنوزم بعد یه عمر بهت میگم دوست دارم
هنوزم موقع گریه سر رو شونت می زارم
همه سادگیامو با تو قسمت می كنم
هنوزم گریم می گيره اگه تركت بكنم
هنوزم با خنده تو غصه میره از دلم
اگه تو پیشم نباشی از توی دنیا میرم
آخه تو دارو ندار این غریب بی كسی
آخه تو برام عزيزی مثل حس نفسی
آخه با بودن تو كور میشه چشم حسود
بمون و ثابت بكن كه عشق ما هوس نبود
چرا رفتی .....
تو كه می دونستی من
طاقت دوریتو ندارم
می تونستم وقت گریه
سر رو شونه هات بزارم
دلم تنگ دیدنته
داد می زنه تو سینه
همش بهونه می گیره
می خواد تو رو ببینه
بی تو شبام پر از غمه
پر از سكوت و ماتمه
دلم می خواد یه روز بيای
نگات كنم یه عالمه
بگم دوست دارم ولی
هرچی بگم بازم كمه
بدون تو .....
نه نمی تونم دیگه از خودم برات بگم
باورم نكردی و رفتی از كنار من
پر شد از بدون تو شعر قصه های من
حالا ديگه بی تو بايد
از تو بگم بدون تو بدون تو
دوباره نمی خوام
كسی چشای خیسمو ببینه
یه عمره حال و روز من همینه
كسی به پای گریه هام نمیشینه
دوباره یه گوشه
میشینمو واسه دلم می خونم
یه عمر در حسرت یه همزبونم
نمی شه ، خب ولی اینو میدونم
لحظه لحظه عبور كوچه كوچه راه دور
گریه های سر زده یك نگاه پر غرور
شب شهريوری .....
وقتی پاييز توی راهه خوب من ؟
دیگه هیچ مسافری تو جاده نیست
آخه شهر خیلی سیاهه خوب من
دلخوش لبخند آسمون نباش
همه شبای ما بارونین
همه ستاره های عشقمون
پشت ابرهای سياه زندونین
دلخوش كدوم هوای تازه ای
وقتی كه دیگه نفس تو سینه نیست
دیگه تو چشم خودت نگاه نكن
وقت هیچ تصويری تو آیینه نیست
همه دلخوشی ها زودگذرن
همه غصه های ما موندنی
عمر شادی های ما رفته به باد
همه ثانيه ها سوزوندنی
بگو تو فكر كدوم خاطره ای
كه هنوز به خاطرش دلت خوشه
حالا كه فصل جدايی اومده
داره آینده ما رو می كشه
| Design By : Night Skin |

