رویای خیس یک مرد بارونی
the wet dream of rainy man
تو ميگفتی كه من عاشق ترينم من اگه كسی رو داشتم ديگه در به در نبودم پشت اين پنجره ها دل می گيره سهم من بی تو غمه فقط همين بعد اين همه مدت كه بی تاب تو بودم به خيالم بود كه دستات سايه بون خستگيمه اصلا انگار نه انگار دوست داشتم يه روزی چرا رهام نمی كنه يه لحظه اون چشمای تو پیوست : با چشمای پر از اشک و با بغضی در گلو میگم : عزیزم تولدت مبارک
بعد رفتنت ديدم تنها ترينم
من می خواستم برات از عشق بخونم
تو می خواستی كه فقط به پات بسوزم
هنوزم می گم تو عشق من بی رقيبم
توی اين دنيای تلخ من بی رفيقم
ولي حيف رفتي منو تنها گزاشتی
منو با آرزوهام جام گزاشتی
من می گفتم كه تو قشنگ ترينی
ندونستم سنگي و پر از فريبی
تو می خواستی كه برات يه برده باشم
من می خواستم هرچی باشم با تو باشم
ولی من خسته شدم ازت بريدم
از تو و عشقت چرا مهری نديدم
تو خودت خواستی بري تنهام بزاری
منم اينجا می شينم با بی قراری
زخم .....
با غمو غربت واندوه ديگه همسفر نبودم
اگه زخم نخورده بودم تو رو باور نمي كردم
توی اين حسار پر درد با غمت سر نمي كردم
كولی شب زده بودم پشت گريه صدات كردم
از پس آينه اشك تا هميشه نگات كردم
درد عشق معنای مرگه مسلخه پاييزه برگه
قصه عشق و حقيقت قصه گل و تگرگه
آخه دردم درد تو بود درد دور از من و ما بود
شكل تنهايی و غربت سرنوشت آدما بود
با چشات دنيا رو ديدم حتی من فردا رو ديدم
توی قلب قطره بودن باتو من دريا رو ديدم
ديدی ای دل كه غم عشق دگر باره چه كرد؟
چون بشد دلربا يار وفادار چه كرد؟
تو می دونی .....
غم و غصه دلو تو مي دونی
وقتی از بخت خودم حرف ميزنم
چشام اشك بارون ميشه تو ميدونی
مي خوام امشب با خودم شكوه كنم
شكوه های دلمو تو مي دونی
بگم ای خدا چرا بختم سياست
بخت من چرا سياست تو مي دونی
پنجره بسته ميشه شب مي رسه
چشام آروم نداره تو می دونی
اگه امشب بگذره فردا ميشه
اگه فردا چی ميشه تو می دونی
عمری غم تو دلم زندونيه
دل من زندون داره تو مي دونی
هرچي بهش مي گم تو آزادی ديگه
ميگه من دوست دارم تو ميدونی
سهم من .....
تنهايی نگو كمه ، اي نازنين
مال تو تموم اين ستاره ها
مال من غربت ساده زمين
تو بزار يه بار ديگه دل من
توی اين زمونه عاشقی كنه
مي دونم واست غريبه ام
ولی باز دلم هواتو مبكنه
دستاي من بي تو سرده می دونی
بی تو بودن خود مرگه می دونی
تو نباشي سهم آسمون من
واسه من فقط تگرگه مي دونی
كمكم كن كه با اين ترانه ها
يه قناری از قفس جدا بشه
بشكنه فاصله هاي خسته رو
بزا تا قلب منو تو ما بشه
ای بهانه ادامه نفس
با تو من عاشق ميشم عاشقترين
من از اين زمين و آسمون و شب
تو رو از خدا می خوام فقط همين
شهر غصه .....
به دستای نجيبت به عشقت نرسيدم
تو رو خواستم نزاشتم كسی پاشو بزاره
توی اين دل كوچيك كسی عشقی بياره
ديدي شد چی نصيبم از همه چی بريدم
مقصد من تو بودی به تو هم نرسيدم
ديدی آخر شكستم تو غم تو نشستم
چه اشتباهی كردم دل به دل تو بستم
بزا باور كنم تنهاترينم
بزا باور كنم كسی ندارم
بزا باور كنم قسمتم اينه
بايد تو شهرغصه پا بزارم
تنها يادگار .....
ندونستم كه نگاهت خود دل شكستگيمه
دردی از يه زخم كهنه هميشه همسفرم بود
لحظه اول ديدار وعده گاه آخرم بود
توی سستی قدمهام هميشه چهرتو ديدم
ندونستم كه از آغاز من به انتها رسيدم
ندونستم سرنگون از زخم خنجره تو بودم
پشت پا زدم به بختم وقتی از عشق تو دورم
از تو تنها يادگاره واسه من
خط خيس پشت قاب پنجره
كه نوشتی رفتنم هميشگی
پيش تو يه لحظه موندن نداره
اصلا انگار نه انگار .....
منو آتيش زدی تو، گفتی بايد بسوزی
دوسم نداشتی عشقم ، وقتی برات می مردم
وقتی كه از اين و اون زخم زبون می خوردم
من ديگه طاقت ندارم حال رفاقت ندارم
دروغ شده وجود تو نای حماقت ندارم
بسه ولم كن و برو ديگه نمی خوامت تورو
تمومه هرچی بين ماست ديگه نمی خوامت برو
برو بابا ولم كن بزار كه تنها باشم
می خوام تو اين زمونه از آدما جداشم
تموم زندگيمو به پای تو گزاشتم
اما چی شد آخرش حتی تورم نداشتم
دوسم نداشتی عشقم وقتی برات می مردم
وقتی كه از اين و اون زخم زبون مي خوردم
خيال .....
با چه زبونی بهت بگم از توی روياهام برو
از صيح تا شب كارم شده حسرت و رويا و خيال
روزام دارن ماه ميشن و ماهام ميشن يه روزی سال
خاطره ها نمی زارن يه لحظه زندگی كنم
براي ديدنت يه بار احساس تازگي كنم
ديگه به رسم يادگار هيچی برای من نيار
تو رو خدا شبا ديگه پا توی خواب من نزار
بگو خيالت بره از تو رويام قده يه دنيا بی خيالی مي خوام
بگو كه يادت نپيچه تو قلبم اين قلب تيكه تيكه رو نمی خوام
| Design By : Night Skin |


