تبليغاتX
رویای خیس یک مرد بارونی


رویای خیس یک مرد بارونی

the wet dream of rainy man

شمع غریب ....

شمع غریب دل من انگاری فردا نداره

کویر مرده چشام میلی به دریا نداره

این روزا قلب عاشقم تو حسرت نگاهته

این مبتلا هنوز عاشق و چشم به راهته

این روزا قلب عاشقم اسیر بی کسی شده

انگار همه غمای تن با قلب من یکی شده

کاشکی می شد بهت بگم غریبی باورم شده

تو لحظه های بی کسی زجر تو یاورم شده

کاشکی می شد بهت بگم تو این غریبی یه دست

اونیکه عاشق تو بود یه گوشه بی صدا شکست

کاشکی می شد دوباره باز بیای و پیدام بکنی

مثل روزای عاشقی اسیر و شیدام بکنی

می خوام برم یه جای دور اونجا که یادت نباشه

می خوام برم یه جا که باز زجر خیالت نباشه

می خوام اما بدون عاشق وچشم به راهتم

با اینکه بی وفا شدی هنوز تو انتظارتم

می خوام برم اما بدون اسیر شدم تو این قفس

باز بری فریاد می زنم بمون کنارم یک نفس

بیا که بی قرارتم عاشق و چشم به راهتم

مثل همون روزای دور هر شب به انتظارتم

 

عكس تو ....

گفتی یه روز دوسم داری حالا میگی تنهام بزار

تو رو به عشقمون قسم رو قلب خستم پا نذار

پس نمی گیرم عشقمو آخه فقط مال توهه

گفتی خداحافظ ولی چشمام به دنبال توهه

امید زندگیم فقط روزای با تو بودنه

خاطره هام برای من بهونه واسه خوندنه

عکس تورو دارم هنوز فقط همین مونده برام

شبا نگاهش می کنم به یاد روز خنده هام

فراموشت نمی کنم شاید که برگردی یه روز

تو هم فراموشم نکن آخه دوست دارم هنوز

نوشته شده در 86/08/28ساعت 18:55 توسط مهدی(آشناترین غریبه)|


Design By : Night Skin

_______________________ ___________________________ _________________________________